تبليغاتX
كاغذ بي‏خط
كاغذ بي‏خط
هرکس به زبانی سخن عشق تو راند...

تميز مرزهاي صواب و ناصواب چنان باريك و ظريف است كه «انسان در راه جويندگي» سرگردان و درمانده مي‏شود، دردناك‏تر اينكه، اين انسان سرگردان چندان تذهيب نفس هم نداشته باشد و به خاطر هواهاي نفساني خود نتواند مجري طرح‏ها و ايده‏هاي بالنسبه صحيح خود باشد. به قول حضرت روح الله تمام غرب‏زدگي‏ها ظلمت است.

آن هنگام كه بحث بر سر زن و خانواده و مسائل پيرامون آن مطرح مي‏شود گويا نگاه به مسائل، رويكردي كاربردي مي‏يابد و عينيت بيشتري به خود مي‏گيرد. مدتي است كه به مبحث «سبك زندگي» فكر مي‏كنم و طرحي را بر عهده گرفتم اما ترجيح دادم ابتدا با نگاه ذره‏بينا‏نه‏اي به زندگي خود و اطرافيان با اين مسئله مواجهه داشته باشم. مجال نيست! اما سؤالاتي ذهن مرا درگير كرد كه:

1- آیا نمودها و نشانه‏های سبك زندگي سنتي- اسلامي در خانه ‏هاي ما وجود دارد ؟ و در صورت وجود چيست؟ و چگونه است؟

2- بالفرض اگر نمودي باشد آيا اين نمود ، ناب است؟ و آيا استفاده از مثلاً صنايع دستي و ابزارهاي سنتي صورت عيان پست مدرنيسم نيست؟ و يا گاهاً اداي سنت‏گرايي و يا نشانه تمكن و اشرافيت نيست؟

3- و ديگر اينكه در سفره‏هاي غذاي ما معمولاً چه نوع غذاها و دسرهايي ديده مي‏شود؟و يا براي مثال: استفاده از روغن كنجد، هسته انگور و... كه تا حدي دربردارنده سلامت است به گونه‏اي سلامت با اشرافيت‏زدگي قرين نيست؟! (ضمناً شايد بنده هم اين گونه سبك زندگي را دارا باشم و دچار اين‏گونه مسائل شده باشم)

موضوع ديگري كه احساس مي‏كنم بي ارتباط به نقش زنان و جايگاه خانواده نيست و به نظر بنده به دليل حضور بسيار زياد جمعيت جوان دهه 60  در سن فرزند‏آوری، در آينده نزديك به مسئله‏اي بدل خواهد شد، شيوه‏هاي تربيت فرزند هست.

اخيراً در ميان اطرافيان و اقوام بسيار مي‏بينم كه فرزندان خردسال و گاهاً نوزاد! خود را به كلاس‏هايي برده و به آموزش خواندن و نوشتن، زبان آموزي، جمله‏بندي، مبادرت مي‏ورزند. بنده با اين كه چندان سررشته‏اي در حوزه تربيت فرزند ندارم. اما احساس ميكنم كه در اين قضيه مشكلي وجود دارد:

1-    در راستاي «ذهن پروار» دكتر عباسي، ما به سمت پروار شدن ذهن خود و كودكان خود مي‏رويم.

2-     در راستاي «امير بودن» كودكان تا سن 7 سالگي، اين گونه آموزش، با امارت و اشباع گشتن كودكان از بازي و كودكي كردن منافات دارد.

3-    اين شيوه آموزش يقيناً با بحث ورود كودكان به سيستم آموزش و پرورش نيز تعارض خواهد داشت.

البته بايستي ذكر كنم كه يقيناً رشد و پرورش خلاقيت كودكان امري بجا و صحيح است اما با بكارگيري اين نوع روش، كه كودك 1-2 ساله خواندن و نوشتن بياموزد احتمالاً متفاوت است.


پی‏نوشت:

۱- شرح قصه بسيار است اما همانطور كه عرض كردم غرض، تنها اشاره‏ اي موجز به اين موضوعات بود.

۲- در جهان كنوني، انسان با زنجير به دنيا مي‏آيد زنجيرهاي ناديدني كه او را خواه ناخواه و بي‏آنكه بداند به سوي غاياتي كه ملازم با تمدن كنوني است مي‏كشانند. (شهيد آويني)



ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 توسط ابن السبیل

ورود نق‏زنان ممنوع!

مدت‏ها بود كه با اتوبوس مسافرت نرفته بودم از ترمينال عازم سفر نوروزي بودم كه توفيق اجباري تماشاي فيلم «ورود آقايان ممنوع» نصيبم شد. كلي در مسير به اين موضوع فكر مي‏كردم كه حق مديريت و انتخاب بخش بزرگي از محصولات فرهنگي مورد مصرف فضاي عمومي جامعه ما در اختيار راننده‏هاي تاكسي، اتوبوس و ... است. و اين بزرگواران هستند كه تعيين مي‏كنند چه موسيقي‏اي، چه فيلمي و حتي چه تصاويري را مسافران (مردم) بشنوند و ببينند و بپذيرند.

صدا و سيما

نمي‏دانم چه كسي اين حق مديريت و انتخاب را به آنان اعطا كرده است؟ آيا ذائقه‏هاي مسافران در انتخاب موسيقي و فيلم‏هايي كه در وسايل نقليه عمومي پخش مي‏شوند، اهميتي دارد؟ آيا اعتراض به راننده‏ها با پاسخ «مناسبي» از سوي آنها مواجه مي‏شود يا اينكه «اگر نمي‏خواي ميتوني پياده بشي». آيا واقعاً نظارتي در اين مورد وجود ندارد؟

.... حالا چند ساعتي است كه به مقصد رسيده‏ام و چاي بدست روبروي تلويزيون نشسته‏ام و كانال‏ها رو عوض مي‏كنم كه يك‏مرتبه  ديدم شبكه سه هم، همان فيلم «ورود آقايان ممنوع» را دارد پخش مي‏كند!

فكر كردم؛ ذائقه راننده اتوبوس مثل صدا و سيماست يا ذائقه صدا و سيما مثل راننده اتوبوس! سهم هنرمندان كه نماد فرهيختگي‏اند و در سال 90 هم جايزه اسكار در كارنامه‏شان هست در اين تنزل سطح ذائقه چيست؟



ارسال در تاريخ دوشنبه هفتم فروردین 1391 توسط ابن السبیل

 

انگار هنوز غريب‏الغربا، غريب است ميان ما...

انگار هنوز زمین گرایی قریب است به ما...

این روزها از پيام بازرگاني‏ تلويزيون جمهوري اسلامي  تبلیغات بسیاری از پارک آبی  و سیرک و ...در مشهد مي‏شنویم و آنچه که برایم شگفت آور بود این تبلیغ بود که: «خواست خود مسافران بود»

شايد خواست خود مسافران است كه به جاي پابوس امام رضا(ع) به بزرگترين پارك آبي در مشهد بروند!

یا خواست خود مسافران است كه به جاي قرائت اذن دخول آقا به سيرك بين‏المللي رفته و به هنرمندان آلمان و ارمنستان و...عرض ارادت كنند!

يا شايد خواست خود سياستگذاران صدا و سيما است كه هتل‏هاي 5 ستاره مشهد را خواست همه زائرين شمس‏الشموس بدانند!

من معمولاً با ديدن يك ميمون به ياد داروين نمي‏افتم، به ياد طرفداران او مي‏افتم!

به ياد طرفداران و شيفتگان توسعه، به ياد آن‏هايي كه خواست زائرين امام رئوف را مصادره مي‏كنند و به جاي آن رفتن به مراكز خريد پروما، الماس شرق و...خواست آنها مي‏نامند.

شايد متوليان گردشگري استان به خيال خود لطف مي‏كنند به امام رضا(ع) و موجبات افزايش زائرين را فراهم مي‏آورند و در كنار آن جهات ديگري از گردشگري استان را هم، رونق مي‏دهند...

کاش می توانستیم برای دلهای تاریک از آفتاب انشعاب گیریم...



ارسال در تاريخ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 توسط ابن السبیل
 

شاعری دفتر خود  را سوزاند

پای تا سر

بدنش تاول زد !



ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 توسط ابن السبیل

به نام ولایت، به کام سیاست

امام

بی‏شک در طی روز‎های منتهی به سالروز عروج ملکوتی حضرت روح‏الله (ره) هر مشترک خدماتی تلفن همراه، چندین و چند پیام کوتاه پیرامون تسلیت و یا خدمات ارائه شونده به زائرین حرم مطهر ایشان را دریافت کرده است.

به متن یکی از این پیام‏ها توجه فرمایید: «السلام علیک یا روح الله، با ایجاد ایستگاه صلواتی در نقاط مختلف حرم مطهر حضرت امام(ره) آماده پذیرایی از زائرین محترم می‏باشیم.»

در نگاه اول، دریافت چنین پیامی ابراز ارادت و تلاش در راستای برگزاری هرچه باشکوه‏تر این مراسم به نظر می‏رسد. اما سئوال اینست که بعد از گذشت 22 سال از رحلت امام، نیازی به انجام چنین کارهایی می‏باشد؟ آیا «همراه اول» با اطلاع رسانی «ایستگاه صلواتی» و «ایرانسل» با فروش «آهنگ‏های سوگواری» و «شهرداری تهران» با برگزاری «مسابقه‏های اس ام اسی» آبکی و... قصد گرامیداشت امام خمینی را دارند؟

نه اینکه زائرین حرم امام خمینی و یا راه‏پیمایان روزهای قدس، 22 بهمن و ... از اتهام خوردن ساندیس جمهوری اسلامی می‏هراسند؛ که پاسخ این مهم، بارها و بارها و آخرین بار به قلم حسین قدیانی نگاشته شده است.

آنچه ما را می‏ترساند سوء استفاده از نام امام برای انتخابات ریاست جمهوری، مجلس و ... و گسترش بیوتی در مجاورت بیت امام است. ترس ما از «آش نخورده و دهان سوخته» هم نیست؛ گو اینکه پس از سال‏ها هنوز گوارایی سن‏ایچ جمهوری اسلامی را ندیده‏ایم!

به نظر من چنانچه آقایان قصد خدمتگزاری به زائران را دارند: «کار نیکو کردن از پر کردن است» نه «گوش فلک را کر کردن» و اگر چنانچه قصدشان گزک دادن به دست ضد انقلاب است زیر نویس این خبر در BBC فارسی و سایت خداجویان جرسی اولی‏تر است.

دوستار همه بازماندگان از قافله شهدا و کاندیداهای دروغ‏گوشناس



ارسال در تاريخ شنبه چهاردهم خرداد 1390 توسط ابن السبیل

 آقاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي پاسخ اين همه مطالبه اين بود؟!

 

شوراي‏عالي‏انقلاب‏فرهنگي براي 6 سال مطالبه دانشجويان دانشگاه علامه‏طباطبايي(ره) نسبت به وضع مديريت اين دانشگاه تَره هم خورد نكرد!

 

خبرها حاكي از آنست كه اخيراً شوراي عالي انقلاب فرهنگي تعدادي از رؤساي دانشگاه‏هاي كشور را عزل و نصب كرده است.پيرو اين خبر مي‏بايست پرسيد كه هدف از اين عزل و نصب‏ها چه بوده است ؟ تكليف ساير دانشگاههاچه مي‏شود؟ با توجه به منویات مقام معظم رهبری در ارتباط با مسائل حوزه علوم انسانی ،انتظار می رفت تكليف مطالبات، اعتراض‏ها، تجمع‏ها، بيانيه‏هاي دانشجويان بسيجي دانشگاههاي علوم انساني كشور مشخص گردد !

پاسخ اين همه  مطالبه اين بود؟! هنوز نقشه جامع علمی کشور وضعيت مشخصي ندارد؟ هنوز حجاب در دانشگاهها بحران است؟هنوز برخی از اساتید دانشگاه آنقدر جسارت دارند که در توهین به مقدسات و مبانی دینی گوی سبقت را از کاریکاتوریست‏های کشور دانمارک بربايند!

چرا پس از33 سال که از انقلاب عظيم اسلامی می‏گذرد هم‏‏چنان در دانشگاها بالاخص در دانشگاههاي علوم انساني به سختي می‏توان سخن از علم اسلامی و ضرورت گذشتن از مرز‏های علوم انسانی غربی- مطالبه صریح مقام معظم رهبری- را مطرح نمود. در این زمینه حدأقل انتظار از دانشگاهها این است که در زمینه فرهنگ‏سازی و تبیین مفاهیم مرتبط از جمله" امکان علم اسلامی" و "پیش‏فرض‏های علوم اسلامی و مدرن " و خصوصاً "نقد علوم انسانی غرب‏زده"  که یکی از جدی‏ترین مشکلات علوم‏انسانی در دانشگاه‏هاي ايران است حرکت قابل توجهی صورت پذیرد. با همه اين توصيفات به تازگي خبرها حاكي از برگزيده شدن رييس دانشگاه علامه طباطبايي ميان ساير روساي دانشگاه‏هاي كشور بود!

آنچه مي‏خوانيد گزارشي است از اقدامات دانشجويان بسيجي دانشگاه علامه‏طباطبایی(ره)  نسبت به عملکرد جناب آقاي شريعتي رئیس این دانشگاه از زمان آغاز مديريت (پاييز 84) ایشان تاکنون:

 از ابتدا سیاست دانشجویان بسیجی بر همکاری و همراهی با رییس دانشگاه علامه‏طباطبایی(ره)  بوده است که در این راستا جلسات متعددی جهت مشاوره و ارائه راهکارهای عملی برگزار گردید.

1- ديدار با آقاي شريعتي در قالب ديدار عمومي با دانشجويان بسيج دانشگاه (در محل ناحیه بسیج دانشجویی)، كه در آن جلسه مسئول بسيج هر دانشكده گزارشي از معضلات و مشكلات دانشگاه و پيشنهاداتي جهت بهبود اوضاع ارائه كرد.

2- جلسات متعدد شوراي بسيج دانشگاه و مسئولين دانشكده‏ها و طرح مشكلات و ارائه راهكار و پيشنهادهاي عملي با حضور رياست دانشگاه.

3- جلسات خصوصي دانشجويان مذهبي دانشگاه و برخي دانشجويان بسيجي، با رياست دانشگاه و بحث و تبادل نظر پيرامون دانشگاه مطلوب علوم‏انساني در نظام‏جمهوري‏اسلامي‏ايران.

4- هنگامي كه با گذشت دو سال و اندي از زمان مديريت ايشان تغيير محسوسي در اوضاع علمي و فرهنگي دانشگاه ايجاد نشد، تصميمی از سوی دانشجویان اتخاذ شد تا رویة انتقاد مصلحانه را جهت اصلاح امور در پیش گیرند. در این راستا دو جلسه رسمی توسط نمایندگان این حرکت و به عنوان اتمام حجت برگزار شد که متأسفانه به دلیل فرافکنی ایشان و متهم کردن دانشجویان به وابستگی به جریانات انحرافی و عدم توجه به محتوای انتقادات دانشجویان بی‏نتیجه ماند. به موازات این حرکت، دانشجویان به صورت شخصی و خصوصی نیز با ایشان دیدار داشتند که به دلیل انتقاداتشان با برخورد تند ایشان مواجه شدند.

5- پس از بی‏نتیجه ماندن جلسات که به ساحت لغو و تکرار مکررات کشیده شده بود دانشجویان با انگیزه مستند کردن اعتراض‏ها و آگاه‏سازی مسئولین، در قالب نامه‏اي  مطالبات خود را با رياست دانشگاه در ميان گذاشته و نامه را براي هيئت امناي دانشگاه، وزارت علوم،تحقيقات‏وفناوري، دفتر نهاد رياست جمهوري و شوراي‏عالي‏انقلاب‏فرهنگي نیز ارسال نمودند كه متأسفانه پاسخ در خوري از مقامات مسئول  دريافت نشد.(بهار 86)

6- پس از آن تیمی از نمایندگان دانشجویان بسیجی به رایزنی و اطلاع‏رسانی به مسئولین پرداختند که در این جریان با آقای دکتر زاهدی (وزیر وقت علوم)، دکتر خرمشاد (معاون وقت فرهنگی وزیر علوم)، هاشمی گلپایگانی (مشاور وقت وزیر علوم) و برخی از اساتید و صاحب‏نظران، گفتگو صورت گرفت. لازم به ذکر است با غیر قابل باور خواندن این وضعیت از سوی دکتر خرمشاد و تأکید ایشان بر ضرورت تشکیل جلسه‏ای مشترک با حضور ایشان و آقای شریعتی، دانشجویان در خواست دکتر خرمشاد را به آقای شریعتی اعلام نمودند، اما ایشان به درخواست دکتر خرمشاد مبنی بر تشکیل جلسه و بررسی امور، بی‏اعتنایی کرده و اعلام کرد جلسه‏ای نخواهد داشت.

پس از آن آقای شریعتی اقدام به تطمیع  برخی دانشجویان از جمله مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه نمود و تعدادی از دانشجویان معترض را با اعطای پست و مقام و امکانات غیرقانونی همراه خود ساخت.

7- دانشجویان هم‏چنین در قالب بیانيه‏ای سرفصل‏های مطالبات خود را بصورت علنی اعلام نمودند. (بیانیه شماره 1)

با اتمام سال تحصیلی، به طور موقت حرکت منظم دانشجویان پایان یافت و در سال تحصیلی 86-87 نیز ابتدا حرکت‏ها، بدون نظم و هماهنگي مشخص ادامه یافت که در ذیل به جریانات مختلف آن اشاره خواهد شد:

8- با آغاز سال تحصيلي 87-86 دانشجويان بسیجی دانشكده اقتصاد با جلسات و پيگيري‏هايي خواستار تغيير و جابجایي برخي از اساتيد دانشكده خود شدند. اساتيدي كه در قالب درس اقتصاد اسلامي به ترويج تفكرات ليبرال، سکولار و تکثر و نسبیت ادیان و عدم كارآمدي نظام جمهوري اسلامي ايران مي‏پرداختند. از اين رو نامه‏اي تنظيم و براي رئيس دانشكده اقتصاد و همچنين رياست دانشگاه فرستاده شد. (پاييز 86)

9- دانشجويان بسیجی دانشكده روانشناسي و علوم‏تربيتي دو بار اقدام به تدوين مطالبات مقام معظم رهبري از دانشجو و دانشگاه و تهيه طومار و جمع آوري امضا از دانشجويان نمودند که دانشجويان هر بار ، با برخورد مسئولين حراست دانشگاه مواجه شدند. (پاييز 86، بهار 87)

10- دانشجويان بسیجی رشته آمار دانشكده اقتصاد با تنظيم نامه و جمع‏آوري امضا از دانشجويان و ارسال آن براي وزير علوم، تحقيقات و فناوري خواستار رسيدگي به شكايات برخي از اساتيد خود شدند.

11- برخي ديگر از دانشجويان بسیجی مطالبات خود از رياست دانشگاه و عدم پيگيري و پاسخگويي ايشان را در چند نامه به كميسيون آموزش عالي مجلس شوراي اسلامي، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و نهاد رياست جمهوري ارائه كردند. (زمستان 86)

با شروع سال 87 جریان اعتراض‏ها سامان‏دهي جديدي یافت:

12- نشريه فاصله متعلق به دانشجویان معترض با كاركرد فرهنگي، اجتماعي، دانشجوئي اقدام به نقد عملكرد سيستم مديريتي دانشگاه كرد كه با ممانعت مسئولين، از تكثير و پخش آن در دانشگاه جلوگیری شد و اجازه انتشار نیافت، با این حال مسئولين نشريه، طی دو جلسه مورد تذکر و ارشاد قرار گرفتند و البته مجوز نشریه آن‏ها به بهانه‏ای واهی توقیف شد تا دیگر صدای انتقادی در دانشگاه وجود نداشته باشد. 

13- طی جلساتی دانشجويان در ديدار هاي جداگانه با وزير علوم، تحقيقات و فناوري، مرحوم آقای فاکر؛ عضو كميسيون اصل 90 مجلس شوراي اسلامي، دكتر كچوئيان (عضو شوراي‏عالي‏انقلاب‏فرهنگي) و جناب آقاي دكتر احمدي‏نژاد، ايشان را از وضعيت نامطلوب دانشگاه مطلع كردند. (بهار 87)

14- پس از آن چند نفر از فعالان بسیجی که در جلسات با مسئولین شرکت کرده و هم از مسئولین نشریه فاصله بودند به حراست احضار شدند و مورد بازخواست و تهدید قرار گرفتند.

15-  طی یک کنفرانس خبری که آقای شریعتی برای ارائه گزارش در مورد نقشه جامع علمی کشور تشکیل داده بود، دانشجویان بسیجی در اعتراض به عدم صلاحیت آقای شریعتی در واگذاری  این مسئولیت  به وی، اقدام به تجمع آرام در برابر دفتر ایشان نمودند، که با تهدید آقای شریعتی، دانشجویان بایکوت رسانه‏ای و خبری شدند و خبرنگاران اعلام ‏کردند که اجازه مصاحبه با دانشجویان را ندارند.

16- طی جریانی دیگر عده‏ای از دانشجویان بسیجی که بصورت ناهماهنگ با جریان اصلی اعتراض و بصورت خودجوش با تنظیم نامه‏ای اقدام به مذاکره با مسئولین نموده بودند، در جلسه دیدار مردمی آقای زاهدی؛ وزیر علوم سابق، نامه مذکور را به ایشان ارائه کرده و خواستار پیگیری مواردی از تخلفات اساتید شده بودند. متأسفانه وزیر علوم ضمن حمایت همه جانبه از آقای شریعتی، پس از جلسه، نامه مذکور را به همراه اسامی معترضین در اختیار دكتر شریعتی قرار داده و ايشان نیز دانشجویان مذکور را به کمیته انضباطی احضار کرد.

17- در عکس‏العمل به این حرکت نامعقول، دانشجویان اقدام به تجمع در برابر وزارت علوم نموده و خواستار توضیح وزیر در این رابطه شدند. دانشجویان در این تجمع که به تحصنی برای دریافت مطالبات تبدیل شد، خواستار منتفی شدن جلسات کمیته انضباطی دانشجویان شدند. موضع دانشجویان آن بود که اگر حتی موارد ذکر شده در نامه کذب بوده باشد، به دلیل آن که این نامه بصورت خصوصی به وزیر ارائه شده است و هیچ اقدامی در راستای علنی نمودن آن صورت نگرفته و صرفاٌ گلایه چند دانشجو با وزیر بوده است هیچکس حق مؤاخذه دانشجویان را ندارد. 

از ديگر عكس‏العمل‏هاي مسئولين دانشگاه در مقابل موج اعتراضات دانشجويان، احضار آن‏ها به حراست دانشگاه، تماس با خانواده‏ها و عجيب‏تر احضار پدران دانشجويان دانشگاه، جهت ارائه توضيح بوده است تا با كارهاي پليسي و ايجاد رعب و وحشت در بين دانشجويان آن‏ها را از پيگيري مطالبات به حق و عالمانه‏شان منصرف كنند و اين در حالي است كه انتظار مي‏رفت مسئولين دانشگاه با شناختي كه از دانشجويان آرمان‏خواه و مسلمان دانشگاه داشته بودند. با فتح باب گفتگو در جهت رفع مشكلات به جاي كتمان آن‏ها اقدام كنند.

18-    تجمع مجدد دانشجويان بسيجي مقابل دفتر رييس دانشگاه (سال 89)

 اكنون بسيجيان دانشگاه علامه طباطبايي پس از مدت‏ها مطالبه‏گري پيرامون وضعيت اين دانشگاه اين ميزان مصلحت‏انديشي مسئولين را برنمي‏تابند. از آن جا كه سخنان رهبري مي‏بايست فصل الخطاب باشد بار ديگر مرور مي‏كنيم كه "محافظه كاري و اكتفاي به آنچه كه داريم و نداشتن همت و بلندپروازي در همه زمينه‏هاي فكر و فرهنگ، قتلگاه انقلاب است". (ديدار با دانشجويان :1/2/1363)



ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 توسط ابن السبیل

 

دل آشوبه میگیری وقتی دو نوع نوشتار میبینی :

یکی نوشتارهایی که به ظاهر علمی است و دیگر نوشتارهایی که مثلاْ دلنوشته هستند...

حوصله شرح قصه نیست فقط به قول مرحوم قیصر :

"بعضی از آدمهایی که مخصوص نوجوانان نوشته میشوند خیلی کودکانه و سطحی هستند.این جور آدمها وقتی با بچه ها حرف میزنند. هی دهنشان را غنچه میکنند. هی زور میزنند و کلمات راکج و کوله میکنند آنها به جای اینکه مثل "بچه ی آدم" حرف بزنند بچه گانه حرف میزنند و ادای بچه ها را در می آورند." 

 



ارسال در تاريخ یکشنبه سی و یکم مرداد 1389 توسط ابن السبیل

  ضلع غربی برج جهان نمای اصفهان (خیابان شمس آبادی).



ارسال در تاريخ یکشنبه سیزدهم تیر 1389 توسط ابن السبیل

آقای قالیباف چقدر بدیم که کار فرهنگی نکنید؟!

 

 

 



ارسال در تاريخ چهارشنبه پنجم خرداد 1389 توسط ابن السبیل
علم به مثابه بردگی

شاید چند هفته پیش بود که سر کلاس روش تحقیق در حال صبوری  و ...اینها بودیم که ناگهان استادمیخواست از غفلت دانشجو  استفاده کند و تیشه ای بزند که به خیالش در این وانفسا و با حربه علم جلو رفتن و مارا مدهوش کردن می تواند عقده های (بالاخص پس از انتخاباتش ) را به نحوی کورمال کورمال و مارموز مارموز تخلیه کندکه ناگهان کمر صاف کردم که به مشامم بوی چندان خوبی نمی آمد... ازآنجایی که در علم .مباحث علمی و یکی از ابزار و صور عیانش که همان تهیه پرسشنامه است نباید هیچگونه قضاوت ارزشی داشته باشیم :

جاهل (در مقابل عالم) است هرآنکس که در گویه مربوط به جنگ بنویسد دفاع مقدس.۱

 


۱:به عقیده استاد سازمان ملی جوانان خیلی بیسواد است که چنین خبطی از او صادر شده...

۲:تقدیم به کسانی که مرا مستفیض می کنند از بردگیشان:

تو در نظر من چیزی هستی در حد یک قوطی کنسرو خالی

که دوست دارم شوتت کنم

و بگویم هی یارو !

تو چقدر به درد شوت کردن میخوری!

تو چقدر شوتی!

ومن چقدر خوش خیال بودم

که فکر میکردم تو یک غلطی خواهی کرد!

(علیرضا قزوه)

 



ارسال در تاريخ جمعه دهم اردیبهشت 1389 توسط ابن السبیل

پیج رنک

آرایش