تبليغاتX
کاغذ بی خط
سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387
خسته ام , قرارم رفت!!!

 

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید

مگر مساحت رنج مرا حساب کنید

محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید

خطوط منحنی خنده را خراب کنید

طنین نام مرا موریانه خواهد خورد

مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید

دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم

مگر به شیوه دیگر مرا مجاب کنید

در انجماد سکون پیش از آنکه سنگ شوم

مرا به هرم نفس های عشق آب کنید

مگر سماجت پولادی سکوت مرا

درون کوره فریاد خود مذاب کنید

بلاغت غم من انتشار خواهد یافت

اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید.


پ.ن:

۱)خواستم بنویسم اما عهد کرده ام در اینجا حرف دل نگویم...

دل نوشته در دفترچه خاطرات....اینجا نه!

۲)این جشن ها برای من آقا نمیشود....

با این چراغ ها شب من پا نمیشود

من بیشتر برای خودم گریه میکنم...

۳)گفتم دل شکسته ام زودتر بیا غافل کزین دروغ دلش را شکستم...

آقا نیا! آماده نیستم .نشدم .اصلاْ منتظر نبودم...شایدم ....

حقا که هنوز در راه مانده ام ...

۴)میدانید چرا نام این طرح را آب حیات من تویی!!! نامیدم؟

آیت الله جوادی آملی:مهم ترین رهاورد ولی عصر (ارواحنا فدا) زنده کردن جامعه است

همانطور که وجود مبارک رسول گرامی در صدر اسلام عقول جامعه را زنده کرد...

 وجود مبارک مهدی فاطمه عامل حیات است.

ولی عصر اول جامعه مرده را زنده میکند بعد جامعه زنده را به عدل و داد فرا میخواند...

چرا که ملت زنده مشتاق عدل و داد است...

۵)هنوز گفتمان "آسیب شناسی وبلاگ های قشر مذهبی" ادامه دارد...

شما سروران را به ادامه گفتمان (در پست قبل) ارجاع می دهم.

شاید خودم هم از آن قبیل افرادم که همیشه میگم این پروژه از نطفه خفه شد...

 اما نه! نفس میکشه چون هر روز راجع این مطلب فکر میکنم...

۶)خسته ام قرارم رفت!!!

نوشته شده توسط ابن السبیل در 1:11 | لینک به این مطلب
شنبه دوازدهم مرداد 1387
آب حیات من تویی...
 

(آغاز شعبان المعظم ماه پیامبر اعظم رحمة للعالمین برشما مبارک)

 

سلام بر شما

"هریک از شما خودش را برای خروج قائم آماده کند

ولو با تهیه یک تیر که اگر خداوند این آمادگی را

در نیت شما ببیند امیدوار هستم که خداوند در اجلتان

مهلت دهد تا ظهور او را درک کرده از اعوان و انصار آن بزرگوار باشید."

{امام صادق (ع) .بحار النوار}

 

طرح دسته جمعی ختم قرآن وبلاگ نویسان مسلمان

 

(آب حیات من تویی...)

 

برای سلامتی و تعجیل در ظهور بقیة الله

 

همگی در روز نیمه شعبان

 


پ.ن:

۱) از  امروز اول ماه مبارک شعبان خود را برای نیمه شعبان آماده کنیم.

۲)هر کدام از شما دوستان در صورت تمایل به ترتیب  اجزا قرآن یک جزء را  انتخاب نموده

و در قسمت گفتمان بگوییدتا قبل از روز نیمه شعبان  دوستان دیگرنیز جز خود را بدانند

تر جیحاْ با ترجمه و تدبر خوانده شود.

۳)از آنجایی که بنده اعتقاد دارم بایستی به یکدیگر مجال تفکر داد تنها به حدیثی پر مغز

از صادق آل محمد بسنده کردم که خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

۴)هنوز گفتمان قبلی ادامه دارد...

۵)التماس دعا

نوشته شده توسط ابن السبیل در 23:49 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه نهم مرداد 1387
آسیب شناسی وبلاگ های قشر مذهبی
 

"هوالمستعان"

 

سلام

این بار  قصد داریم گفتمانی دیگر را با هم آغاز کنیم

و به خواست خدای متعال به سر انجام برسانیم. 

هر هفته با یک وبلاگ و نظرات ارزشمندشان.

 

(اعضای میز گرد گفتمان)

 

۱)بارقه های امید (بارقه)                    ۲) توقف ممنوع(فاعلات)   

۳)حادثه (فاطمه قربانی.چ )                ۴)حرمت سرا (ترلان) 

 ۵)سجلات (ز. عابدی)                        ۶) سیصد و سیزذه .نه(محمد صادق)

 ۷)شخصی نویس                              ۸)قلم(رضا محبی)

 ۹)کاغذ بی خط (ابن السبیل)           ۱۰)کشکول (رها)                             

۱۱)گندم(کمند)                                 ۱۲)مقدمه (حاجی)      

۱۳)نافله ناز (وتر)                            ۱۴) یک کف دست آسمان(سرباز صفر سابق)

 و سایر وبلاگ نویسان مشتاق....


پ.ن:

 در آغاز گریزی به سخنان و عقاید برخی از بلاگرها میزنیم.

۱)الف:جناب محمد صادق:اینترنت هم همین طور. چت هم همین طور. همسریابی اینترنتی هم همین طور. وبلاگ نویسی هم همین طور. متاسفانه به جای این که مکانیزم های لازم رو برای کنترل و الهی ساختن این ابزار ایجاد کنیم، با یک عنوان "ممنوع" و یا "حرام"، مسئولیت رو از دوش خودمون بر می داریم. آخه این جوری راحت تره. هر وقت مثل ویدئو مجبور شدیم یه کاریش می کنیم.

ولی خودشان به تازگی اذعان به رکود دارند...

ب:جناب وتر:

تو این یه سال چه کردم یه سال با اون هدف اومدم پای رایانم و نوشتم از هرجا از هر کی از خودم ...

چقدر مفید بود چند تا دل ... ؟!

چندتا ... ؟!

اونی شد که می خواستم ....

چقدر مفید بودم کسی استفاده کرد ....

 

ج:جناب شخصی نویس:که از  نظر شفافشان مطلع نیستم اما گویا به بی محتوایی

برخی از وبلاگ های درون پارادایمی اظهار دارند.

د:جناب سرباز صفر سابق (جناب رضا) :
وبلاگ نویسی این روزها برای خیلی ها یک سرگرمی !
برای بعضی هاشون سرگرمیی برای رفیق یابی و لا ابالی گری ...
برای بعضی دیگه عقده گشایی برای بیان هر چیزی که نمی تونن جایی به غیر دنیای مجازی بیانش بکنن ...
برای بعضی دیگه یه مجال برای تنفس !!!
برای بعضی دیگه شون جایی برای مشاعره و ...
برای بعضی دیگه از اونا جایی برای سیاسی بازی و سیاسی کاری و خودنمایی و ....
و برای بعضی ها ...

م:جناب رها:
با درک استعدادها و شناخت نیازها و در زمینه اعتقادهایم من به مسئولیت رسیدم.مسئولیتی در برابر فقر فرهنگی و جهل و ابتذال موجود.
پس آمدم ولی نه با تمام قوا...
و از معبود و محبوبم می خواهم که یاریم کند
و حال ایشان فضای مجازی را یک بازی میدانند و علی الرغم اینکه

در آغاز با شور و حرارت و ترسیم افقی روشن  وارد این فضای مجازی شدند

اما اکنون قصد ترک این فضا را دارند..

و بنده (ابن السبیل): با این انگاره که ما در دوران گذار هستیم

و محتوم به پذیرش مدرنیته  و این فضای مجازی را  نیز از دستاورد های مدرنیته میدانم

اما با اغماض  وبلاگ نویسی را در حال حاضر  یک وظیفه میدانم.......

و............................بسیاری از نظرات.

ما اکنون با خیل بسیاری از وبلاگ نویسان مسلمان مواجه هستیم که در آغاز با جدیتی

 شروع  به فعالیت میکنند و در نهایت تصمیم به ترک این فضا و تخته کردن وبلاگ ها  میکنند.

۲)خواستار جدیتی از سوی شما دوستان در این گفتمان هستم.

صریحاْ عقاید دانسته ها و تجارب خود را با ذکر مصادیق تفضیلاْبیان کنید.(ایمیل کنید)

۳)این گفتمان را میتوان  در صورت گسترده شدن با یاری اساتید به صورت

یک مقاله چاپ کرد و به نتایج خوبی برسیم.(ان شاالله)

۴)منتظر پیشنهادات شما عزیزان هستم.

۵)یا علی

۶) ادامه مطلب : سومین گفتمان این هفته :(همراه کاغذ بی خط : ابن السبیل)

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ابن السبیل در 1:54 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سوم مرداد 1387
لشگر منتظر
 

"اعوذ بجلال وجهك الكريم"

 

داوود طايي در راهي مي دويد ، چون علت پرسيدند ، گفت:

براي آن كه خود را زودتر به نماز برسانم .

گفتند: وقت بسيار است نمازت قضا نخواهد شد.

گفت: اين لشگر كه بر در شهر ايستاده اند منتظر من هستند و ترسم

قبل از انجام فريضه مرا با خود ببرند .پرسيدند : لشگرها كيستند و كجا هستند؟

گفت: مردگانند كه در گورستان منتظر هستند.

پ.ن:

۱)به بهانه ديروز كه در حالت احتضار بودم يه مريضي ساده اما......

پست اين هفته خودش جور شد....

۲) گاهي وقتا آنقدر در كشاكش زندگي روزمره به روزمرگي دچار ميشويم كه

گويي زمان بسيار است :شب دراز است و.....

۳)كاش بشه هر روز مراقبه اي داشت، شهيد مطهري مي فرمايد:

مراقبه "ام المسائل " در اخلاقيات است.

۴)بيماري و مرگ هميشه براي ديگران نيست.....شايد روزي در ميان همين

روز مره گي ها نوبت ما هم رسيد...به ناگاه....

به همين سادگي به همين خوشمزگي......

نوشته شده توسط ابن السبیل در 10:53 | | لینک به این مطلب