مسئله دیگری که در ارتباط با مقوله وبلاگ و وبلاگ نویسی مورد توجه قرار
میگیرد و مسئله نسبتاْ وثیقی می باشد ."رابطه وبلاگ و من "، نفس ، خود
و یا به تعبیر روانشناسان و جامعه شناسان آنچه "self " نامیده میشود.
برجسته شدن و محوریت یافتن" self "یکی از ویژیگی های دوران مدرن است
و اینکه ذات و ماهیت غرب مدرن خود محوری،فرد گرایی و اومانیسم می باشد
و انسان خود دائر مدار هستی است.
اما انسان پیشا مدرن دست کم آن چنان که در مورد انسان مدرن صدق میکند
"خویشتن" خود را موضوعی اساسی برای باز اندیشی ، باز سازی، برون فکنی
و نمایش قلمداد نمی کند.
موید این سخن تعداد چشمگیر اتو بیوگرافی هایی است که در این دوران نگاشته
شده است .حال که انسان سنتی خود و سر گذشت خود را آینه قابل اعتنا و مهم
تلقی نمیکند.
یکی از نمودهای فربه گی خود-self در عصر مدرن پدیده وبلاگ میباشد.
وبلاگ رسانه ای است که همه چیز آن در نسبت با "خود" تعریف میشود.
به جرات میتوان گفت: در هیچ رسانه ای نتوان "ضمیر اول شخص مفرد"
"من" را با این کثرت مشاهده نمود.
درباره من ، وبلاگ من، نظر من ، عقاید من ، علائق من ، خاطرات من
تجارب من ....
فضای وب این امکان را به ما انسان های کم و بیش مدرن میدهد تا خود
متمایل به تمایزمان را به نمایش بگذاریم و دیگران را در تجربه آن سهیم گردانیم.
ماهیت self محور وبلاگ را نمی توان انکار کرد و نادیده گرفت از این رو
وبلاگ های موثر و موفق وبلاگ هایی هستند که در آن یک "من" حضوری محوری
وچشمگیری داشته باشد.شاید بتوان اینگونه گفت که تفاوت وبلاگ
با سایر نشریات الکترونیک همین self محوری باشد .
و اینکه وبلاگ محل برون فکنی تجربیات ،علایق و ایده های خام یک خود است .
نمونه ی خوب یک وبلاگ نویس موفق (منهای عقاید و محتوای نوشته هایش)
محمد علی ابطحی است .
میتوان گفت او ماهیت وبلاگ را به درستی درک کرده است و خوب از ظرفیت های
آن برای نیل به اهداف خود استفاده میکند.
دستانم بوی گل می داد
من را به جرم چیدن گل مجازات کردند
کسی نگفت شاید گلی کاشته باشم...
پ.ن:
۱)داشت اما دیگر ندارد...
ایران از لحاظ رشد کمی وبلاگ ها از رتبه بالایی برخوردار است و همین امر خود گویای
این است که کمیت بالا رفته است اما نه کیفیت . نویسنده بیشتر از خواننده شده است.
وبلاگ ها به چرک نویس های شخصی مبدل گشته و به جای فکر کردن فضایی برای تخلیه
روانی افراد گشته است نه تبادل معرفت ...
(رسانه یک قدرت است وهم حامل معرفت است و هم منشاء ثروت است)
بچه های مذهبی بایستی به مطالب خود غنی بخشیده مهم نیست چند نفر خواننده دارند.
قشر مذهبی سعی بر منطقی و صحیح نوشتن و تعمیق مطالب و حتی دو زبانه و چند زبانه
کردن وبلاگ ها داشته باشد...
(از ضعف ما ممکن است این فرصت به تهدید مبدل گردد)
(ما باید سپاه وبلاگ نویس در سطح جهان اسلام ایجاد کنیم )
زیرا وارد عرصه ای شده ایم که قرق افراد دیگر هست ....
مگر ارتباطی سهل تر از این هست که هر کس اراده کند درهر زمان و آنی میتواند با هر
نقطه ای از جهان تبادل اطلاعات کند و اصلاْ اسلام همین را میخواهد و
همین را میخواست...
جلوی گفتمان اسلام را از زمان پیامبر(ص) و علی (ع) گرفتند فضا را بر گفتگو بستند...
اکنون فضایی برای گفتگو ایجاد شده و همان چیزی است که میخواستیم
البته به شرطها و شروطها:
(کفایت علمی و کفایت معرفتی)
بایستی یک جنبش وبلاگ نویسی .حزب مجازی .حزب متحد وبلاگ نویسی
و اتاق فکری ایجاد کرد.
(جنبش جهانی اطلاعاتی معرفتی با جهت گیری انقلابی -اسلامی)
یقیناْ زمان بر است و بیش از یک دهه وقت میگیرد...
در این میان چالش هایی موجود می باشد که اجمالاْ بیان میکنیم:
۱)چالش حقوقی: معضل جرایم .جنایات .دزدی . فروپاشی حریم خصوصی .رمز شکنی .
فساد از راه دور .سند سازی و جعل ...
۲)چالش اخلاقی: مسئله ای که در این طیف مطرح میشود بحث اخلاق وبلاگ نویسی است
میتوان یک سوگند نامه وبلاگ نویسان تدوین کرد وهمچنین با رعایت حقوق و اخلاق
یک تز اسلامی که برای همه جا صدق کند .
ببینید در عرصه مدرن ما با اخلاق مدرن سر و کار داریم .اخلاق مدرن شامل : افتراء
.سخن چینی .تمسخر .اهانت .اختلاف افکنی .ترویج یاس .اعمال حسدوکینه . ترویج فحشاء.
هتک حرمت جنسی.اینها اخلاق مدرن میباشد که در این عرصه ریشه دوانیده و رشد میکند ..
۳)چالش حقیقیت و هویت : حقیقت که در حوزه اعتقادات میباشد
و هویت که به معنای استقلال.
و اینکه چگونه می توان حقیقت را یافت حال که همه محکم سخن میگویند...
چه حزب حق و چه حزب باطل و همه این تشتت آراء باعث ایجاد بحران هویت میگردد.
در همین راستا بحث" گفتگو "در فضای مجازی پا به میان میگذارد...
(در فضای مجازی و جهان اینترنت نمی توان از گفتگو امتناع کرد...)
ما دو قسم گفتگو داریم :۱) گفتگوی فاعلانه :که محتاج به ذخیره فکری و معنوی میباشد.
۲)گفتگوی منفعلانه
توجه بفرمایید نه اینکه حال اینترنت آمده است و ما بایستی گفتگو کنیم نه !
بلکه گفتگو با دیگران و کفار از روش های ثابت انبیاء است.
(ایمانی نجات بخش است که مسبوق به آگاهی و آزادی باشد)
۴)چالش برابری:
اینکه نا برابری گفتگو درسطح جهان وجود دارد و ما بایستی به معرفت شناسی گفتگو دست یابیم.
و بحث دیکتاتوری رسانه . توتالیتاریانیسم دیجیتال و تله دموکراسی که مطرح است از
تاثیرات غرب در این عرصه میباشد که تاثیرات زیر بنایی داشته است
نه تنها بر سیاست و اقتصاد بلکه در حوزه اخلاق و تعلیم و فرهنگ
و بحث هایی که به تازگی رواج یافته :انجمن های الکترونیک .
فرا واقعیت(نظریه پردازی معرفتی).
و نیز از منظر هابرماس :تاثیر انقلاب رسانه در عرصه عمومی و بحث دموکراسی گفتگو...
و در این فضا مرز میان واقعیت و توهم برداشته میشودو حمله به معرفت شناسی رئالیستی
میگردد.
و اکنون متفکران دانشگاهی و حوزه میبایست:
با ایجاد مفاهیم دیجیتال و ایجاد ساز و کارها و تولید نرم افزار و با مدد گرفتن
از چشم انداز اسلامی نظریه پردازی کرده و این نا معادله و چالش نابرابر را بهم بریزند .
و هم از لحاظ محتوایی و هم فنی و تکنولوژی یک تحول جهانی با منشاء ایرانی اسلامی
ایجاد کنند.
پ.ن:
۲) بخش هایی از این نوشته برگرفته از سخنرانی جناب آقای حسن رحیم پور ازغدی
در جمع وبلاگ نویسان می باشد .اردیبهشت ۱۳۸۶
۲)عنوان مطلب نیز دوست گرامی بارقه در سخنان خود مطرح کردند .
با سپاس از ایشان.
حقیقتش قصد داشتم از داستان سفر مشهدم بگم اما ترجیح دادم قبل از اتمام تابستان
گفتمان قبلی را به پایان برسانیم...که بعید میدونم این مقدمه بذاره:
اردوی مشهد :اردویی که بسیج ناحیه با لطایف الحیلی ما را برد...
"آیه های تمدن" البته تا این اسم و شنیدیم سر اسمش حسابی بحث کردیم خلاصه دوباره
ما چند تا علامه ای ها شروع کردیم به نقد و ...زورمون به چندتا بنده خدا رسید گفتیم ما
که نتونستیم شریعتی اخراج کنیم حالا اینجا یه چند نفری اخراج کنیم که به حول و قوه الهی
اخراج کردیم و شدیم "آیه های تحصن" ....
اجازه بدید سریع گذرا بگم که این اردوی آموزشی با همکاری بسیج دانش آموزی و دانشجویی
بود دانش آموزانی که امسال کنکور قبول شدندما هم به عنوان مربی با مطرح کردن یک سری
مسائل چون :سیر تفکر غرب .انقلاب اسلامی. نهضت نرم افزاری وتولید علم و جامعه مهدوی..
سعی در آگاهی بخشی و راهنمایی به ورود آگاهانه و با بینش و بصیرت
این نخبگان که تا چند روز دیگر پا در میدان جهاد علمی میگذارند داشتیم...
جالب اینکه هرکدوم از ما چند تا بچه داشتیم که تواین چند روز همش با هم بودیم ...
جو رفاقتی خوبی بود ...منم ۱۱ تا بچه داشتم بچه های بسیار شاد و پر نشاطی بودن...
منم مسعود جون خطاب میکردن ....هنوزم با هم در ارتباطیم و خواهیم بود....تجربه خوبی بود..
نفس این طرح بسیار عالی بود اما به دلیل نو پا بودن با مشکلات بسیاری نیز همراه بود...
که یه جورایی رسعه مون رو کشید.....اما شروع خوبی بود ...
خاطرات و تجربیات بسیار بود که اگه بخوام بگم مثنوی ۷۰ دفتر میشه که منصرف میشم
و تنها به خاطره ای بسنده میکنم:
روز افتتاحیه :آقای پناهیان دعوت بودند ویه صحبتی داشتند:
(اینکه بعضی وقتا خدا یه چیزی به آدم نمیده تا ببینه (ببینیم) چند مرده حلاجیم اما گاهاْ
بی جنبه بازی در میاریم و هوچی گری میکنیم بعد خدا میگه : ببین پشت پرده داشتما رو
نکردم !!!بعد افتتاحیه شب جمعه داشتم فال میگرفتم البته دادم یکی از رفقا بگیره باز کرد:
(مردم در این فراق و در این پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمی دهد)
حافظ حسابی زد به هدف منم حسابی حرف حافظ رو گرفتم...
اما بچه ها یه جوری انگار ناراحت از جواب کوبنده حافظ و دلشون برام بسوزه
گفتن: ببین ابن السبیل مطمئنی به نیتت میخوره...گفتم : آره جوابمو داد البته یه جورایی
کفم برید....
پ.ن:
۱)خیلی حرف زدم حالا شما فرض کنید ۴ روز مخ بچه های مردم و خوردم...
۲)نشد که دور دوم گفتمان را شروع کنم تا بعد...
۳)سفر خوبی بود اما....به یاد همگی دوستان بودم...
۴)راستی بنده نظرات شما حضرات رو مطالعه کردم و تصمیم به شروع دور دوم گفتمان
"آسیب شناسی وبلاگ های قشر مذهبی "دارم.
دوستانی که هنوز موفق نشدند در این گفتمان شرکت کنند بسم الله...
