امشب مثل همیشه دلم تنگ است برای باران!
محض رضای عشق!
بگذارید باران بیاید!
فراخنای زمین سخت تنگ است!
پ.ن:
۱)به بهانه خستگی ...انقدر این روزها خسته ام که دیشب به خدا گفتم :
شما که غریبه نیستید یکم سرم شلوغه ...و...
۲)این روزها این درس ها را تنها به امید استاد پودراتچی میگذرانم تنها کسی
که در این بین سخن از دل ما میگوید...(کسی که خود بسیار است ..)
۳)شاید از این به بعد پرونده ای کار کنم..
۴)و شاید بخشی را هم برای آیندگانم بنویسم....
۵)و درد هنوز دامنه دارد.....(لبخند ما به زخم بدل شد ...)
امروز اول مهر است و من مثل بچه های خوب صبح اول وقت آمدم دانشگاه
ولی مثل اینکه خبری نیست .نه دانشجویان آمده اند نه از معلم ها خبری است.
توی چند تا از کلاس ها سرک کشیدم .خالی بودند.فقط در یکی از کلاس ها
آقایی نشسته بود وسرش تو کاغذ هایش بود ولی تا من وارد کلاس شدم سرش را
بالا آورد .انگار که دوست صمیمی اش را دیده باشد بی هیچ شرم و حیایی نیشش
را تا بنا گوش باز کرد.من هم کم نیاوردم و نیشم را دو برابر باز کردم.
بعد مثل نگهبان های دم در گفت: میتونم کمکتون کنم "خانوم"؟
از اینکه اینقدر با فهم و کمالات بود ذوق زده شدم و گفتم "دنبال کلاسم میگردم.
نگاه عاقل اندر سفیهی به من انداخت و گفت :کلاس چی دارید ؟ گفتم:شیمی عمومی
با حالت مسخره ای گفت: خانوم محترم ! کلاس ها هفته دیگه شروع میشه!
ـ واقعاْ یعنی من الان برگردم خونه.
ـ پس چی منم تازه دارم ثبت نام میکنم....سال اول هستید یا نه ؟
ـ بله ـ مشخصه ....چی میخونید؟
ـ زمین شناسی حرف که به اینجا رسید خیلی با پررویی ادامه داد بچه کجا هستی؟
من هم باز کم نیاوردم وگفتم : همینجا شما چی؟
ـ من فیزیک می خونم آخرشه ترم هفتم.
ـ شما هم اینجایی هستید؟
ـ نه.
ازش خیلی بدم نیامد. از کلاس که بیرون آمدم مطمئن بودم که حتماْ تا دو سه روز دیگر
پیشنهاد ازدواج میدهد جون همه چیز را در مورد من پرسیده بود در حال حاضر من را بهتر
از خودم می شناخت . به نظر من پسر بدی نمی آمد تا مامان و بابا چی بگویند..........
پ.ن:
۱)کافه کتاب این هفته(به بهانه بازگشایی دانشگاه ها):
این داستان بخشی از کتاب یک دختر جلف(مجموعه داستان اجتماعی)میباشد.
کتاب دانشجو/چاپ ششم/
برای تهیه کتب این مجموعه میتوانید با این شماره تماس بگیرید:۳۳۳۵۵۵۷۷
۲)نمیدانم امیدش هنوز چه طور است اما این روزها من که نا امیدم ...
داشتم تخمین میزدم چند درصد دانشجویان ما به بهانه جویندگی علم
به دانشگاه وارد میشوند؟ نتایج خوبی نداشت!!!!
۳)در راستای تنبیه خویشتن تمهیداتی را در نظر گرفته ام من جمله دیر به دیر
آپ کردن ....البته نه خیلی دیر ...حقیقتش سودش بیشتر از ضررشه برای همگی!
۴)امسال خیلی سخت بود که تبریک عید فطر گویم....زیاد !به حدی که سر نماز عید ......
دلیلش هم اگر خوب بیبنم خیلی خوب نیست ....پس ارادتی بنما تا سعادتی ببریم!
دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم؟
مجاهد شهید سید علی جهان آرا :
اگرچه مبارزات علیه حکومت طاغوت گذشته است اما برای آنان که
دل در گرو امام خود دارند همیشه عرصه مبارزه وجهاد گشوده است.
عرصه جهاد امروز همان خاکریز هایی است که امروز تا قلب شهر های ما کشیده شده
در مدرسه و دانشگاه،کارخانه و اداره،سینما و رسانه ملی ، کتاب ، روزنامه ، مجله...
از ما تلفات میگیردو صدای ترکش هایش به گوش می رسد.
آیا جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در امتداد همان خاکریز ها نیست که امروز تا وسط
شهر ها ودانشگاههای ما کشیده شده است؟
مفاهیمی چون :وحدت حوزه و دانشگاه ، انقلاب فرهنگی ، دانشگاه اسلامی
مهندسی فرهنگی ، جنبش نرم افزاری ، تولید علم و بومی سازی علوم...
مدت هاست که توسط رهبر معظم انقلاب مطرح شده است .
اما متاسفانه تلاش در خور توجه ای از سوی مدیران و دانشگاهیان ودانشجویان
صورت نگرفته است .مدیران بی برنامه و بی تدبیری که تنها دم ازاندیشه های امام
و رهبری می زنند،مدیرانی که خود با داشتن روحیه محافظه کاری،روحیه رخوت و
سستی را نیز به دانشجویان و نخبگان ما القا کرده و با گریز ازهرگونه انتقاد سعی
در خاموش نگاه داشتن آنها و نیز شانه خالی کردن از زیر بارمسوولیت خویش دارند.
رهبر معظم انقلاب :
ما می خواهیم جوان ما احساس کند که باید فکر کند
و باید این فکر را مطرح و مطالبه کند.
با توجه به تاکیدات رهبری مبنی برضرورت مطالبه گری و آرمان خواهی ،متاسفانه
به دلیل حاکم بودن روحیه محافظه کاری دانشگاهیان و رکودی که در میان جوانان
ما دیده می شود این در خواست رهبری مورد اطاعت قرار نگرفته است و متاسفانه
جنبش های دانشجویی نیز رسالت خویش را به فراموشی سپرده اند.
و جز معدود افرادی که دغدغه انقلاب و اسلام را دارند و منتقد بر شرایط حاکم بر
دانشگاه ها وعملکرد مسوولین می باشند که متاسفانه از سوی برخی مسوولین سرکوب
می شوند.
به واقع می بایست از تحرک سیاسی در دانشگاه ها هراس داشت ؟
مگر رهبر انقلاب ،تحرک سیاسی غیر خصمانه را در دانشگاه واجب و لازم ندانسته ؟
و هرگونه سرکوب مجرای انتقادی را محکوم؟
مگر اسلامی کردن دانشگاه ها از نان شب واجب تر نیست؟
پس چرا مدیران ودانشگاهیان و دانشجویان ما کوچکترین حرکتی در جهت بهبودوضعیت
موجود انجام نداده اند؟
زمان حرکت و تلاش کی فرا خواهد رسید؟
مگر ما نمی خواهیم سال 1404 به جایگاهی که شایستگی اش را داریم دست یابیم؟
حال مدت زمانی است که از گوشه و کنار اخبار حکایت از این دارند که :
دانشگاه علامه طباطبایی، بزرگترین دانشگاه علوم انسانی کشور در خاورمیانه پس از
گذشت 3 سال از عمر مدیریت این دانشگاه با ضعف عملکرد روبرو بوده است و نه تنها
پیشرفتی در این دانشگاه مادرصورت نگرفته است بلکه دررنکینگ دانشگاه های خاورمیانه
عقب گرد نیز داشته است.
متاسفانه علاوه بر مدیریت ضعیفی که این دانشگاه دارد،جریانی نیز سعی در سرکوب
هر گونه حرکت انقلابی دانشجویان بسیجی این دانشگاه داشته و حتی تلاش بر حذف آنها
نیزدارد و معتقد به داشتن نگرش استبدادی در محیط علمی و فرهنگی دانشگاه می باشد.
این نکته قابل تامل است که علی رغم عملکرد ضعیف مدیریت این دانشگاه زمزمه هایی
مبنی بر حضور نامبرده به عنوان گزینه های وزارت به گوش می رسید.
پ.ن:
از کتابهای درسی آن سال ها
عکس صفحه ی اولشان یادم است
که امیدش به ما دبستانی ها بود
حال بزرگ شده ایم آقا
امیدتان چطور است؟
(محمد مهدی سیار)
.........................................................
به واقع این همه انفعال و رکود برای ما (نحن مع الصبح)محلی از اعراب ندارد !
جز این است؟
آستین ها را بالا بزنیم که الیس الصبح بقریب؟
........................................................
البته مهر آمد....آقای رئیس منتظر ما باشید...
http://allamehbasij.blogfa.com/
......................................................
در این لیالی قدر دعا گوی یکدیگر باشیم.
