تبليغاتX
کاغذ بی خط
جمعه بیست و چهارم آبان 1387
رسانه خاموش!

مدت هاست که در محافل فرهنگی گفت وگو از کاهش میزان کتابخوانی است .

به اعتباری عمر این بحث همزمان با نگرشهای جدید در خصوص جامعه شناسی

اجتماعی است.از میان مولفه هایی که در شکل گیری این پدیده تاثیر دارند،

باید از رسانه های دیداری و شنیداری یاد کرد .

این رسانه ها در شکل گیری مدنیت جدید و فرهنگ معاصر نقشی تعیین کننده

دارند .طی چند دهه اخیر تلویزیون تاثیر گذارترین رسانه بر فرهنگ عمومی به

 حساب می آید ولی آیا تماشای تلویزیون انسان را حقیقتا ازکتابخوانی بی نیاز

می کند؟هنوز هم در بسیاری ازموارد کتاب جدی تر ودقیق تر از تلویزیون است.

علی اصغر شعر دوست معتقد است که :

کتاب وکتاب خوانی آیینه تمام نمای رشد ومدنیت و فرهنگ وتمدن بشری است

وهر جامعه ای که خواهان پیشرفت و توسعه است وسرآن دارد تا در چرخه

تکامل و پیشرفت قرار گیرد الزاما باید برای این مولفه تعیین کننده ارج واعتباری

شایسته ای قائل شود.

رشد صنعتی جهان همخوان با رشد تولید کتاب است ورشد کتابخوانی شرط

نخست توسعه اقتصادی –فرهنگی وخوشبختی وبهروزی هرملتی با میزان

مطالعه آن ملت نسبت مستقیم دارد.وهیچ ملتی بدون توجه به امرکتاب و 

کتابخوانی  به شاخص های توسعه دست نمی یابد وتوسعه بدون بستر

فرهنگی در هیچ جای دنیا به نتیجه ای مطلوب منتهی نشده است .

کتاب و توسعه،

اهمیت نقش کتاب در توسعه تا جایی است که امروزه میزان زمانی را که هر

ملتی به خواندن کتاب اختصاص می دهد با میزان توسعه آن کشور قیاس

می کنند .از سویی مشکلات اقتصادی به صورت معضلی جدی وضعیت

کتابخوانی جامعه ایران را تهدید می کند. بالا رفتن قیمت کتاب -پایین بودن

سطح در آمد قشر فرهنگی واهل کتاب سطح کتابخوانی را تحت الشعاع

قرار می دهد وملتی که توانایی خرید کتاب وخواندن آن را نداشته باشد

هرگز بر نردبان ترقی و تعالی صعود نخواهد کرد ،وراه به جایی نخواهد برد.

ونکته ای دیگر که قابل تامل است این که مشکل صنعت چاپ ونشر در ایران

قبل ازاینکه نشات گرفته از مضایق وتنگناهای مادی باشد ، ریشه در معضلات

فرهنگی دارد وتا این معضلات حل نشود هرچند تلاشهای چشمگیر اقتصادی

هم صورت گیرد نتیجه چندانی عاید نخواهد شد .

امروز می توان بحران های فرهنگی جامعه خود را دید .زمانی که توجه عموم

مردم به نوعی زندگی منعطف گردیده است که نیاز جدی وعمیقی به کتاب و

کتابخوانی را احساس نمی کندوبیشتر ناظر به گونه ای فرهنگ مصرفی که

بدون پشتوانه فرهنگی است وقتی که عموم جامعه کتاب را به عنوان کالای

تجملی از زندگی خودحذف می کنند برای جامعه اسلامی درد نیست؟

حال آنکه دین مبین اسلام شرط آزادی اسرا رادر آموختن سواد قرار داده است

 ومداد علما را ا فضل از دماء شهدا می داند .

 

{من در هر زمان که به یاد کتاب و وضع کتاب در جامعه ی خودمان می افتم}

قلباْ غمگین و متاسف می شوم.

"مقام معظم رهبری"

مشکل کجاست ؟

آیا نمی پنداریم دستهایی پس پرده ما را همانندعروسکهای خیمه شب بازی به

این سو وآن سو می کشاند؟این دوران یاد آور حادثه تاریخی از دست دادن

اندلس نیست؟

علی هذا ،گسترش فرهنگ کتابخوانی امریست که بایستی از محیط خانواده

شروع گردد ومساعدت وهمیاری همگان را می طلبد .

همچنین با توسعه فضاهای فرهنگی ، فعال کردن نشر دولتی ،گسترش

کتابخانه های عمومی،در نظر گرفتن هزینه خرید کتاب برای اهل فرهنگ

وفراهم آوردن امکانات چاپ و نشر می توان تا اندازه ای گره از مشکلات

موجود گشود.

(جان فرهنگ، کتاب است و بر ماست که به این مقوله جدی تر بیاندیشیم. )

 


پ.ن:

سلام بر حضرات!

شرمنده مدتی است که در سیستم نظر دهی اختلالاتی پیش آمده است.

نوشته شده توسط ابن السبیل در 18:1 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه شانزدهم آبان 1387
کردانیسم, اندیشه ای که کوتاه زیست!
طی اظهارات معاون رئیس جمهور رحیم مشایی مبنی بر دوستی با ملت اسرائیل

و اینکه دیگر در دنیای امروز مسئله کفر و ایمان بی معناست و دنیای امروزی

دنیایی نیست که بخواهیم دین را بر آن حاکم کنیم.

انتظار میرفت که رئیس جمهور در مقابل این سخنان موضع بگیرد و واکنش نشان

دهدکه متاسفانه نه تنها هیچ گونه واکنشی از سوی احمدی نژاد صورت نگرفت

بلکه ناباورانه به حمایت  از  معاون خود  پرداخت که به زعم بنده نخستین ابتلاء

دولت بود که موجب به لرزه افتادن ستون های دولت نهم شد.

در این بین بخشی از اصولگرایان طرفدار دولت این اظهارات را اشتباه لفظی

دانستندحال آنکه با تکرار این سخنان دیگر قضیه .نه تنها اشتباه لفظی نبود

بلکه از عقاید راسخ رحیم مشایی می بود  تا جایی که اصرار ایشان بر سخنان

خود هیچ زمان او را وادار به عذر خواهی از ملت نکرد.

این اظهارات واکنش بسیاری از سوی علما  و سیاسیون و افکار عمومی را در

پی داشت ونقل محافل گشت و جنجالی به پا کرد که ۳ ماه به طول انجامید که

در نهایت با ورود شخص  مقام معظم رهبری آب پاکی ریخته شد...

با پایان یافتن قضیه مشایی مسئله دیگری پا به میدان آزمایش دولت نهم گذاشت

آن هم معرفی علی کردان به عنوان وزیر کشور در واپسین ماههای عمر دولت

بود که علی رغم زمزمه هایی از گوشه و کنار در ارتباط با کردان اکثریت مجلس

با اعتماد به رئیس جمهور و در راستای حمایت از وی رای اعتماد خود را تقدیم

وزیراحمدی نژاد کردند. اما با مطرح شدن جعلی بودن مدارک تحصیلی کردان

این مسئله به شوری جنجالی تبدیل و در کانون توجه بسیاری از محافل

قرار گرفت که خود  نمایندگان اصولگرا به جد پیگیر مسئله وزیر کشور شدند.

با اثبات جعلی بودن مدارک کردان و عدم صداقت وی نمایندگان که خود را

فریب خورده میدانستند خواستار عکس العمل رئیس جمهور و پاسخگویی وی

در ارتباط با کلیدی ترین وزیر کابینه شدند .

اما  گویا دوباره پای مصالح به میدان آمد و دوباره باز آرمان ها فدای مصلحت ها

گشت .و دوباره تاریخ تکرارشد و صدای علی(ع) مبنی بر عدم تسامح و تساهل

در زمانه طنین انداز ...ودر نظام ولایی ای که صداقت اصل می باشد کلیدی ترین

وزیر کابینه ی دولت انقلابی در نهایت بی صداقتی رفتار میکند که این زیبنده

 نظام جمهوری اسلامی نیست.

دولتی که با شعار احیای ارزش های امام و انقلاب اسلامی وارد میدان 

خدمتگزاری شد .بزرگترین سرمایه ی یک کشور :اعتماد ملی  و منافع ملی

را که شیوه شاخص رفتاری و سیره عملی خمینی کبیر می بود را فدای

ابقای یک وزیر میکندکه خود اذعان  به اغوای خویشتن  میکند .

حال چگونه این ملت تمام اعتماد خود را به پای وزیری بگذارد

که قرار است امنیت را برای این مردمان به ارمغان آورد!؟

که همه این مسائل نشات گرفته از بی تدبیری و انحراف از مسیر حقیقت و عدول

 از اصول و ارزش هاست که با نگاه ماکیاولی برای رسیدن به هدف وسیله را

توجیه و حقیقت را فدای اندیشه کردانیسم میکنیم.

همه این رخدادها بستری را  برای آزمودن اصولگرایان  فراهم آورد که نمیتوان

نتیجه  قطعی این آزمون را داد که البته با جدیت و حمیت نمایندگان اصولگرای

مجلس در پایبندی به اصول و بنیان های ارزشی هنوز بارقه های امید دیده

می شود.

 

نوشته شده توسط ابن السبیل در 22:32 | | لینک به این مطلب
یکشنبه پنجم آبان 1387
رسم عاشق کشی....

هر چه روح به خدا نزدیکتر باشد 

آشفتگی اش کمتر است

زیرا نزدیکترین نقطه به مرکز دایره

کمترین تکان را دارد.....


اگر کسی درس بخواند  علمی فرا بگیرد که این علم والی او نباشد

اشک او را مالک نباشد که هروقت خواست بریزد

هروقت نخواست نریزد این علم علم نافع نیست.

{پیامبر اعظم (ص)}


فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید

شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد....


هنوز من لنگ عرض حیاتم را میزنم...

کجاست ارتفاع حیاتم؟

صدایش هنوز در گوشم هست که میگفت:

دیوانه!..... آخه احمق !

تو اومدی که معده روحت ظرفیت پیدا کنه که

خدا نوشی کنی!


نمیدونم ........

شما برام دعا کنید جداْ میگم

نوستالوژیک بازی هم نیست!

 شده تمام بند بند استخوانهاتون درد بکنه!


و انسان را نه برای فنا که برای بقا آفریده اند....(صدای سیدنا الشهید)

یاد حرف اون روز صبحش میافتم میگفت:

خوب زیاد فیلم دیدی....!!!

راست میگفت البته فقط همین یک مورد...!!!

که همه چیز را آدم ها . اطرافم .خاطراتم .نگاهها . دردها . خنده ها

همه چیز را با بک گراند موسیقی و از دریچه دوربین نگاه میکنم...


 

خوب حالا از من چه توقعی دارید!!؟؟؟

 


 

 

نوشته شده توسط ابن السبیل در 18:57 | | لینک به این مطلب