تبليغاتX
کاغذ بی خط
یکشنبه پانزدهم دی 1387
شما کاری کنید که سازمان ملل تعطیل است!


آقای پپسی کولا !
کاری کنید که غزه در محاصره کامل است
آقای فانتا !

تو کاری کن
که زمزم الحرمین
کاری نمی کند
اهرام مصر!
خدای معبد آمون!
خوابگزاران اعظم
کاری کنید
که من خواب سه مار سیاه دیده ام
که مغز سیصد و شصت و پنج روز را
در سینی ماه
می بردند بر سر
خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی
و خواب نیل
که با ساطور
سیصد و شصت و پنج تکه شد
من خواب یوسف را دیدم
در چاه نفت
افتاده بود
و تاجران دلار بر سر چاه
فریاد می زدند:
- هفتاد سنت بالا!
- دو دلار کم!
من خواب ناوها و شمشیرها و باران ها دیده ام
دیدم
که جمال عبدالناصر


با اسب
از دروازه رفح گذشت
و عزالدین قسام
و صلاح الدین
دروازه های غزه را
گشوده بودند
خواب سه مار سیاه
بر شانه های حسنی مبارک و
شاه چموش اردن و امیر پرفسورالریش!
دیدم که پادشاهان عرب
خوراک مغز جوانان غزه را
در سه دیس کنفرانس
به پادشاه کشور یأجوج
تقدیم می کنند
آقای بی بی سی!
گویا نیوز!
بالاترین!
شما کاری کنید!
چرا کسی کاری نمی کند برای غزه
تعبیری برای خواب من زخمی
مارادونای عزیز پرتقالی!
تو کاری کن!
شیخ بدون چشم !
صاحب فتوای زمین نمی چرخد
و عکس حرام...
امیر نفت!
که با برادر ناتنی ات
عربی رقصیدی
یک غلطی کن!
خوانندگان رپ و راگ!
شما کاری کنید!
که غزه در دهان گرگ است
به پاپ ژان پل چندم مربوط نیست
به صاحبان کلیسا نه
به خادم الحرمین
به الازهر
به کبارالعلما
هرگز!
آنان برای فتوا بر علیه نماز
با دست باز
آنان فقط
برای مصرف صابون و ادکلون
مُحرم شدن
و انتخاب حلق و تقصیر
و حرمت صید حرم
آفریده شده اند
آقای اسکولاری!


تو کاری کن!
آقای چلسی!
خانم هالیوود!
شما کاری کنید!
خانم آیشواریا!
عروس آمیتاباجان عزیز!
شما کاری کنید!
و شما
ای اسب های اصیل عرب!
نه از نژاد ذوالجناح اید
نه از نژاد براق
از نژاد اینترنت اید و چت روم و آزمایشگاه
از نژاد یورو و جکوزی
سوارانتان را کشتند
و پادشاهانتان را اخته کردند
مردانگی تان را کشیدند
تا در مسابقات پرش
همچنان سواری بدهید و
رستگار شوید
که شیوخ عرب
بزغاله و وزغ را
بر شما مسلط کرد
با این همه هنوز شما
مردترید از آن سه مار
شما کاری کنید
که سازمان ملل تعطیل است!

 (علیرضا قزوه)


 

نوشته شده توسط ابن السبیل در 16:20 | | لینک به این مطلب
جمعه سیزدهم دی 1387
عاشورا در غزه , کریسمس در تل آویو

فردا ساعت ۱۶ 

 

تجمع دانشجویان بسیجی روبروی سفارت انگلستان

همراه با تقدیم هدیه کریسمس به حامیان اسرائیل

و تشییع جنازه  نمادین کودکان غزه در شب شهادت

حضرت علی اصغر(ع).

 

 

چه غم انگیز است نوار غزه...

 

 

نوشته شده توسط ابن السبیل در 23:6 | | لینک به این مطلب
جمعه سیزدهم دی 1387
غزه در محاصره , جهان در اشغال

وحيد جليلي

طنطاوي دست برادر ديني‌اش، شيمون پرز را به گرمي مي فشارد.خادم حرمين شريفين جايزه ترور نصرالله را هر روز بالاتر مي برد.انجمن حجتيه در واکنش به درگيري جهودها با فلسطيني‌هاي ناصبي! اللهم اشغل الظالمين بالظالمين مي خواند.

مناديان ذوب در ولايت بالاخره اختلافاتي را که نداشتند با دوستان جدا افتاده‌شان کنار مي‌گذارند و در برابر "دشمن" مشترک نداي وحدت سرمي‌دهند.استالينيست ها در دانشگاه تهران با فرياد مرگ بر ديکتاتور، منجي آزادي خواهشان درگوانتانامو و ابوغريب را صدا مي‌کنند.جهانشاهي دوباره چفيه به دوش مي اندازد تا به هم بندانش در اوين هشدار دهد که به مقدسات توهين نکنند.

*

غزه در محاصره است.

هنيه چفيه جهانشاهي را به دوش مي گيرد

و بر ظلم زمين خواران مي خروشد: "يا للمسلمين"

عبدالله جردني از خنده ريسه مي رود.

حسني‌مبارک با ضجه مادران فلسطيني، عربي مي رقصد.

شيخ کويت تصوير "عماد" را تيرباران مي کند.

سعد حريري براي ليوني، بوسه مي فرستد.

*

غزه در محاصره است.

مصر قلب خاورميانه عربي

در چنگال شوم مبارک دست و پا مي زند.

جردن به پادشاه انگليسي‌اش زبان عربي مي آموزد...

در دوحه هواپيماهاي فوق پيشرفته آمريکا قطر شيخ قطر را صبح به صبح اندازه مي گيرند و دبي براي پذيرايي از روسپي هاي اروپايي و خوانندگان لس آنجلسي اش، به کارگران فيليپيني و پاکستاني و بنگلادشي آماده باش داده است.طالبان زير سايه عمو جرج، بنياد تمدن اسلامي شان را با خشت هاي خشخاش بالا مي برند.

ازبکستان به جايگاه پختاکور در ليگ باشگاه هاي آسيا مي انديشد و تاجيکستان و قرقيزستان و ترکمنستان و قزاقستان با ته لهجه روسي، متون وهابيت را حفظ مي کنند و يا دنبال ماهواره هاي ترکي مي گردند.

اخباري که از غزه مي رسد روايت گر اوضاع وحشتناک ديگر اقاليم رو به قبله است.در فرياد جانخراش هر مادر فلسطيني کنگره اي در آسيب شناسي جهان اسلام برپاست.و در چشمهاي منتظر کودکان غزه، طومار سرمقاله نويسان حراف پايتخت هاي اسلامي درهم پيچيده شده است

*

غزه در محاصره است.

و جهان اسلام در اشغال!

روياي از نيل تا فرات محقق شده است. صهيونيست هاي دشداشه پوش و فينه به سر و کروات به گردن تمام قد به ياري عشيره عبري شان ايستاده اند.غزه آزادترين و زنده ترين اقليم جغرافياي اسلامي در غم اشغال جهان اسلام ضجه مي زند وخود را در عملياتي استشهادي به خط زده است تا محاصره را بشکند.در حالي که حاجيان به شيطان کوچک، ريگ مي کوبند،فرزندان کوچک ابراهيم، سنگ در مشت به مصاف شيطان بزرگ رفته‌اند.و جبرئيل بر کرانه عرش فرياد مي کشد:"ما لکم لا تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان الذين قالوا ربنا اخرجنا من هذه القريه الظالم اهلها ..."در ملکوت ما لکم، ما لکم پيچيده است.

پروردگارحجت سکوت و قعود را مي پرسد و ما براي جهاد، حجت مي جوييم.با سقوط هر دولت صهيونيست اسلامي، يکي از ارکان اسرائيل فرو خواهد ريخت.اسرائيل نام ديگر آل سعود است.حسني اولمرت و ايهود مبارک، کارگزاران يک دولتند و ريشه شيطان بزرگ در خاک اسلام آمريکايي است.

*

چه بايد کرد؟

1. عناصر و آثار و مراکز بيداري اسلامي در کشورهاي مختلف بايد به يکديگر برسند(به هر دو معنا)هر حرکتي در جهت رفع اين گسل و گسترش اطلاع ما از هم و ارتباطمان با هم گامي بلند در شکل گيري بنيان مرصوصي است که قرار است قتال في سبيل الله را به وصفي پروردگار پسند پيش برد.

هر کدام از ما مي توانيم فردي و گروهي، سطح اطلاع و ميزان ارتباطمان با عناصر،‌آثار و مراکز بيداري اسلامي در جهان را در يک دوره‌ي زماني مشخص ارتقاء بخشيم و براي ارتقاء آن در کل امت برنامه ريزي و کار کنيم. هر کدام بايد ظرفيت هاي موجود و در دسترس در اين زمينه را شناسايي و فعال کنيم.

2. هويت منطقه اي و جهاني انقلاب اسلامي بايد بازسازي شود. فعالان جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي چقدر در فضايي جهاني تنفس مي کنند.

از مصطفي چمران تا مرتضي آويني، همه شهداي ما جهان وطن بودند و از لبنان تا بوسني و از فيليپين تا افغانستان و از نيجر تا سورينام، عرصه تکليف است.آنچه را از آنها آموخته ايم کي به کار خواهيم گرفت؟قبسات غزه آنقدر هست که شام تاريک محافظه کاري در جهان اسلام را به پگاه پر نور آرمانگرايي پيوند دهد.

3. جداي از آگاهي ها و آرمان هاي جهاني توان ها را نيز به همين نسبت توسعه بايد داد.حصار زبان را بايد برداشت.در کنار اين همه اردوها و دوره هاي اپيستومولوژيک نمي توان دوره هاي فشرده زبان هاي مختلف را برگزار و امکان ارتباط مستقيم با عناصر و منابع همدل اما ناهمزبان را فراهم کرد؟ و دهها نوع دوره هاي کوتاه و بلند و فشرده و مفصل ديگر براي جبران گسل عظيمي که اسلاميان جهان را از هم دور و دورتر کرده است.

*

غزه در محاصره است.

و جهان در اشغال.

و طنين ما لکم، ما لکم در گوش جان مومنان.

غزه، قبضه شمشير بيداري اسلامي است.

ذوالفقاري که پرده آمريکا و اسلام آمريکايي را همزمان خواهد دريد.

منبع: ماهنامه راه

 

نوشته شده توسط ابن السبیل در 18:22 | | لینک به این مطلب
سه شنبه دهم دی 1387
"لبیک یا حسین"

تا زمانی که خواستار و عاشق" شهادت" هستیم

 و این فرهنگ را حفظ میکنیم "حسین(ع)"

 را تنها در صحرای کربلا رها نمی کنیم

وندای او را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت .

 

 تحلیل سید حسن نصرالله از مرگ 

 

  و آنچنان که ولی امر مسلمین

ما را موظف بر دفاع از مردم بی دفاع "غزه"کرد .

ندای اوراهرروزپاسخ می دهیم و فریاد می کشیم که:

 

   (لبیک یا حسین)

 

 

در عصر نوارهای خوش آهنگ

چه غم انگیز است

نوار غزه....

 

نوشته شده توسط ابن السبیل در 18:59 | | لینک به این مطلب
دوشنبه چهارم آذر 1387
آری این چنین هست برادر!
این قافله عمر عجب می گذرد!انگار همین دیروز بود که علی رغم همه

شنیدن ها وارد تشکلی شدم که خمینی کبیر(ره)آن را شجره طیبه

نامید.درخت تناور و پر ثمری که شکوفه های آن بوی بهار وصل وطراوت

یقین و حدیث عشق میدهد.

از همان روزهای آغازین خود را بسیجی دانست مگر میتوانست افتخار

نکند وقتی معمار انقلاب به بسیجی بودنش مفتخر بود !

زمان سپری گشت اما نه زیاد!به قول دوستان بحث کمیت نیست

کیفیت اصالت دارد .اما گویا این شجره را نمیگذارند بماند میخواهند

به زقوم بدل کنند!!! این شجره مظلوم واقع شد از همان آغاز ندانستند

که این دفتر تشکل را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نمودند!

در این بین آدم هایی بودند که در دایره لغات ذهنشان بسیج را موهوم

تعریف کرده بودند.عده ای هم آن را مصادره به مطلوب می کردند!

عده ای هم سعی بر آن داشتند در عین علم به مفهوم اصیل این علم

را در عمل به منصحه ی ظهور برسانند و مرام خود را در عمل

اثبات کنند!این تنها حکایت این سال ها نیست!

این حرفها از پیش ترها همچنان جاری است! در این وا نفسا

می بایست برای آرمانهایت جان می دادی ! جان دهی!

همچنان مظلومیتش را می دیدی ! حس می کردی! واین عنوان را

مغفول می یافتی!

تیرهای انتقاد بود که هر روز وجودت را نشانه می گرفت!

ضعیف که نمی شدی!بعضاْ شک میکردی! دردمند می شدی!

اما طنین صدای "ابراهیم همت" شلاقی بود بر جانت :که هر چه بگویید

خسته شده ایم .بریده ایم .اسلام دست از سر ما بر نمی دارد ما باید

بمانیم وکاری را که میخواهیم انجام دهیم....

آدمها آمدند ...فریاد وا اسلاما سر دادند! که فلان است و بهمان ...

مگر شما مرده اید ؟ آی مرفهین بی درد غاصب!

این منورالفکری هایتان را بگذارید دم کوزه آبش را بخورید!

یادواره شهدا برگزار کنید! ما را چه به سیاست به دانشگاه..به احقاق

حقوق آدمها مگر غصب فدک شده است ؟

مانده بودیم در این بین تکلیف چیست؟روزی متحجر خوانده می شدیم

و روزی روشنفکر!جمع اضداد محال است! از رهبر مایه میگذاشتند!

تبعیت کور کورانه چه سود؟!هرکس قرائتی داشت!یکی از روش میگفت

و دیگری از پارادایم ! یکی از اخلاق میگفت و دیگری از بی اخلاقی...

خنده های کالت نفست را می برید....بریده.... بریده.....

همه چونان گرگ به جان هم افتاده بودند!

رهبر بسیجیان گفت:بسیجی یعنی علی(ع)

 آن دم باید از شرم جان می دادیم! 

 

ایثار و از خود گذشتگی با منفعت گرایی معاوضه شدند!

ایها الناس !!! بسیجی دیوانه است!

آری !چون منطق اومانیسم را ارج نمی دهد .بسیجی وجودش شکننده

این منطق هاست! درهم شکننده جهل است!

همیشه جاهلان بسیارند...

سعی کردیم .هر روز جلسه .برنامه .آسیب شناسی. نقد . ایضاح

مواضع .نقد منصفانه را پذیراییم!.

گفتیم :مرام بسیجی از خود گذشتگی را در همه ی نظامات اجتماعی

تئوریزه میکند .آنرا به عمل می رساند ....عمل کنیم!

گفتیم یک قدم می گذاریم ...لبیک گویید !گفتیم تنهاییم..!

نتیجه گرفتم.....:ما ایرانیان مسلمان یک مشکل عظیم داریم و آن

هم غرور و خود پرستی است ....

هیچ کس نمی تواند دیگری را بپذیرد....همراهی کند ...ببخشد...

سنگ اندازی می کنند.....تو را تکفیر میکنند....تو را له می کنند...

عده ای گفتند انحصار گرید! شمایید که بسیج را رو به اضمحلال بردید!

ما ماندیم و یک عنوان ...بعد از این چند ترم کوتاه (اما طولانی)...

هرم آتش های زیر خاکستر را حس می کردیم...

به یاد نظریه یوتوپیا و ایدئولوژی منهایم می افتم....!!!

باشد می رویم !  و دیگرانحصاری نخواهد بود!

هرچه گفتیم بسیج این دفترنیست!بسیج تفکر است جاری و ساری.

در همه اعصار! رها کنید این خذعبلات را ! وجودت را دریاب !

وجودت باید کفر را از بین برد! وجودت را اثبات کن!دلها را فتح کن!

مگذار خون شهدا یقه ات را بگیرد!

چقدر دهیم یادواره شهدا برگزار نکنید؟

آیه (کم من فئه قلیله...) را برای ما گفته اند دیگر ...

اما باز اسلام عزیز مظلوم ماند!

 

باشد بگذارید این عنوان غریب روی زمین بماند!

 

 

نوشته شده توسط ابن السبیل در 23:18 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه شانزدهم آبان 1387
کردانیسم, اندیشه ای که کوتاه زیست!
طی اظهارات معاون رئیس جمهور رحیم مشایی مبنی بر دوستی با ملت اسرائیل

و اینکه دیگر در دنیای امروز مسئله کفر و ایمان بی معناست و دنیای امروزی

دنیایی نیست که بخواهیم دین را بر آن حاکم کنیم.

انتظار میرفت که رئیس جمهور در مقابل این سخنان موضع بگیرد و واکنش نشان

دهدکه متاسفانه نه تنها هیچ گونه واکنشی از سوی احمدی نژاد صورت نگرفت

بلکه ناباورانه به حمایت  از  معاون خود  پرداخت که به زعم بنده نخستین ابتلاء

دولت بود که موجب به لرزه افتادن ستون های دولت نهم شد.

در این بین بخشی از اصولگرایان طرفدار دولت این اظهارات را اشتباه لفظی

دانستندحال آنکه با تکرار این سخنان دیگر قضیه .نه تنها اشتباه لفظی نبود

بلکه از عقاید راسخ رحیم مشایی می بود  تا جایی که اصرار ایشان بر سخنان

خود هیچ زمان او را وادار به عذر خواهی از ملت نکرد.

این اظهارات واکنش بسیاری از سوی علما  و سیاسیون و افکار عمومی را در

پی داشت ونقل محافل گشت و جنجالی به پا کرد که ۳ ماه به طول انجامید که

در نهایت با ورود شخص  مقام معظم رهبری آب پاکی ریخته شد...

با پایان یافتن قضیه مشایی مسئله دیگری پا به میدان آزمایش دولت نهم گذاشت

آن هم معرفی علی کردان به عنوان وزیر کشور در واپسین ماههای عمر دولت

بود که علی رغم زمزمه هایی از گوشه و کنار در ارتباط با کردان اکثریت مجلس

با اعتماد به رئیس جمهور و در راستای حمایت از وی رای اعتماد خود را تقدیم

وزیراحمدی نژاد کردند. اما با مطرح شدن جعلی بودن مدارک تحصیلی کردان

این مسئله به شوری جنجالی تبدیل و در کانون توجه بسیاری از محافل

قرار گرفت که خود  نمایندگان اصولگرا به جد پیگیر مسئله وزیر کشور شدند.

با اثبات جعلی بودن مدارک کردان و عدم صداقت وی نمایندگان که خود را

فریب خورده میدانستند خواستار عکس العمل رئیس جمهور و پاسخگویی وی

در ارتباط با کلیدی ترین وزیر کابینه شدند .

اما  گویا دوباره پای مصالح به میدان آمد و دوباره باز آرمان ها فدای مصلحت ها

گشت .و دوباره تاریخ تکرارشد و صدای علی(ع) مبنی بر عدم تسامح و تساهل

در زمانه طنین انداز ...ودر نظام ولایی ای که صداقت اصل می باشد کلیدی ترین

وزیر کابینه ی دولت انقلابی در نهایت بی صداقتی رفتار میکند که این زیبنده

 نظام جمهوری اسلامی نیست.

دولتی که با شعار احیای ارزش های امام و انقلاب اسلامی وارد میدان 

خدمتگزاری شد .بزرگترین سرمایه ی یک کشور :اعتماد ملی  و منافع ملی

را که شیوه شاخص رفتاری و سیره عملی خمینی کبیر می بود را فدای

ابقای یک وزیر میکندکه خود اذعان  به اغوای خویشتن  میکند .

حال چگونه این ملت تمام اعتماد خود را به پای وزیری بگذارد

که قرار است امنیت را برای این مردمان به ارمغان آورد!؟

که همه این مسائل نشات گرفته از بی تدبیری و انحراف از مسیر حقیقت و عدول

 از اصول و ارزش هاست که با نگاه ماکیاولی برای رسیدن به هدف وسیله را

توجیه و حقیقت را فدای اندیشه کردانیسم میکنیم.

همه این رخدادها بستری را  برای آزمودن اصولگرایان  فراهم آورد که نمیتوان

نتیجه  قطعی این آزمون را داد که البته با جدیت و حمیت نمایندگان اصولگرای

مجلس در پایبندی به اصول و بنیان های ارزشی هنوز بارقه های امید دیده

می شود.

 

نوشته شده توسط ابن السبیل در 22:32 | | لینک به این مطلب
دوشنبه یکم مهر 1387
امیدتان چه طور است؟

مجاهد شهید سید علی جهان آرا :

اگرچه مبارزات علیه حکومت طاغوت گذشته است اما برای آنان که

دل در گرو امام خود دارند همیشه عرصه مبارزه وجهاد گشوده است.

 

عرصه جهاد امروز همان خاکریز هایی است که امروز تا قلب شهر های ما کشیده شده

در مدرسه و دانشگاه،کارخانه و اداره،سینما و رسانه ملی ، کتاب ، روزنامه ، مجله...

از ما تلفات میگیردو صدای ترکش هایش به گوش می رسد.

آیا جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در امتداد همان خاکریز ها نیست که امروز تا وسط

شهر ها ودانشگاههای ما کشیده شده است؟

مفاهیمی چون :وحدت حوزه و دانشگاه ، انقلاب فرهنگی ، دانشگاه اسلامی 

مهندسی فرهنگی ، جنبش نرم افزاری ، تولید علم و بومی سازی علوم...

مدت هاست که توسط رهبر معظم انقلاب مطرح شده است .

اما متاسفانه تلاش در خور توجه ای از سوی مدیران و دانشگاهیان ودانشجویان 

صورت نگرفته است .مدیران بی برنامه و بی تدبیری که تنها دم ازاندیشه های امام

و رهبری می زنند،مدیرانی که خود با داشتن روحیه محافظه کاری،روحیه رخوت و

سستی را نیز به دانشجویان و نخبگان ما القا کرده و با گریز ازهرگونه انتقاد سعی

در خاموش نگاه داشتن آنها و نیز شانه خالی کردن از زیر بارمسوولیت خویش دارند.

 

 رهبر معظم انقلاب :

ما می خواهیم جوان ما احساس کند که باید فکر کند

و باید این فکر را مطرح و مطالبه کند.

 

با توجه به تاکیدات رهبری مبنی برضرورت مطالبه گری و آرمان خواهی ،متاسفانه

به دلیل حاکم بودن روحیه محافظه کاری دانشگاهیان و رکودی که در میان جوانان

ما دیده می شود این در خواست رهبری مورد اطاعت قرار نگرفته است و متاسفانه

جنبش های دانشجویی نیز رسالت خویش را به فراموشی سپرده اند.

و جز معدود افرادی  که دغدغه انقلاب و اسلام را دارند و منتقد بر شرایط حاکم بر

دانشگاه ها وعملکرد مسوولین می باشند که متاسفانه از سوی برخی مسوولین سرکوب

می شوند.

به واقع می بایست از تحرک سیاسی در دانشگاه ها هراس داشت ؟

مگر رهبر انقلاب ،تحرک سیاسی غیر خصمانه را در دانشگاه واجب و لازم ندانسته ؟

و هرگونه سرکوب مجرای انتقادی را محکوم؟

مگر اسلامی کردن دانشگاه ها از نان شب واجب تر نیست؟

پس چرا مدیران ودانشگاهیان و دانشجویان ما کوچکترین حرکتی در جهت بهبودوضعیت 

موجود انجام نداده اند؟

زمان حرکت و تلاش کی فرا خواهد رسید؟

مگر ما نمی خواهیم سال 1404 به جایگاهی که شایستگی اش را داریم دست یابیم؟

حال مدت زمانی است که از گوشه و کنار اخبار حکایت از این دارند که :

دانشگاه علامه طباطبایی، بزرگترین دانشگاه علوم انسانی کشور در خاورمیانه پس از

گذشت 3 سال از عمر مدیریت این دانشگاه با  ضعف عملکرد روبرو بوده است و نه تنها

پیشرفتی در این دانشگاه مادرصورت نگرفته است بلکه دررنکینگ دانشگاه های خاورمیانه

عقب گرد نیز داشته است.

متاسفانه علاوه بر مدیریت ضعیفی که این دانشگاه دارد،جریانی نیز سعی در سرکوب

هر گونه حرکت انقلابی دانشجویان بسیجی این دانشگاه داشته و حتی تلاش بر حذف آنها 

نیزدارد و معتقد به داشتن نگرش استبدادی در محیط علمی و فرهنگی دانشگاه می باشد.

این نکته قابل تامل است که علی رغم عملکرد ضعیف مدیریت این دانشگاه زمزمه هایی

مبنی بر حضور نامبرده به عنوان گزینه های وزارت به گوش می رسید.

 


 پ.ن:

از کتابهای درسی آن سال ها

عکس صفحه ی اولشان یادم است

که امیدش به ما دبستانی ها بود

حال بزرگ شده ایم آقا

امیدتان چطور است؟

(محمد مهدی سیار)

                                   .........................................................

به واقع این همه انفعال و رکود برای ما (نحن مع الصبح)محلی از اعراب ندارد !

جز این است؟

آستین ها را بالا بزنیم که الیس الصبح بقریب؟

                                   ........................................................

البته مهر آمد....آقای رئیس منتظر ما باشید...

http://khattesevom.com/

http://allamehbasij.blogfa.com/

                                    ......................................................

در این لیالی قدر دعا گوی یکدیگر باشیم.

نوشته شده توسط ابن السبیل در 16:13 | | لینک به این مطلب